دادگاه دیروز 2

بعد اونم مدام داد میزد آخرش منشی شعبه اومد هردوتامون رو برد و به همسرم گفت

 

چته گفت میگم توافق کنیم قبول نمیکنه منم گفتم اون میگه بدون هیچ توافق کنیم

 

من نمیخوام مجانی طلاق بگیرم گفت پس هار شدی گفتم آره هار شدم منشی هم

 

نوشت طلا ها و وام ازدواجی و ده تا سکه نقد و ده تا سکه هم بطور قسطی هر چهار

 

ماهی یه سکه بعنوان شهریه دانشگاه و قاضی هم ثبت کرد و امضا زدیم و رفتیم

 

مشاوره اونجا هم بحثمون شد اما من محل نذاشتم و مشاور یک ساعت با همسرم تنها

 

صحبت کرد بعدش که تمام شد همسرم گفت سند ماشین بنامت میزنم فقط راضی شو

 

گفتم حرفشم نزن همونی که امروز هماهنگ شده فقط  مشاور تو نامه ای که واسه

 

دادگاه نوشته توضیح داده بود که هر حرفی زوجه گفته زوج هم تایید کرده امروزم

 

رفتم باقی کارها رو انجام دادم اما متاسفانه همسرم رفته پیش عمو کوچیکم و گفته

 

فقط ماشین میدم و توافق رو بهم میزنم حالا قراره فردا برم دادگاه ببینم چکار میتونم

کنم ....

/ 0 نظر / 50 بازدید